![]() |
![]() |
|
| روزهای دلتنگی |
|
زیر باران در خیابان تک و تنها می روم در آن شب با فانوسی به دست می روم می گردم و می گردم تا تو را پیدا کنم هر چه گشتم از هر که پرسیدم نیافتم تو را با خیال خود می پنداشتم که از دست دادم تو را هر روز بر من گذشت و افسوس نیافتم تو را هر روزخسته تر از دیروز نیافتم تو را هر روز پشت پنجره با چشمان منتظر منتظر تا تو بیایی و شویم با هم یکدل |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 1:39 توسط محبوبه |
|
|
خدایا می کنم امشب دعائی سلام ای عید بی تو بودن ها خداحافظ ای شعرهای شبانه سلام ای شب های تنهای من خداحافظ ای شوق تو را دیدن سلام ای امید باز تو را دیدن خداحافظ ای عمر از دست رفته سلام ای رویای رفته خداحافظ ای شب های بیقراری |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 2:43 توسط محبوبه |
|
|
ای دو چشمت مایه ی سرمستی ام ای نگاه تو تمام هستی ام ای صمیمی خوب من، رویای من ای همیشه مانده تا فردای من ای سراپای وجودت عشق و شور ای دلت از تیرگیها دور دور ای تمام آرزوهای دلم تو بیا تا حل شود مشکلم من تو را با رازقی بو کرده ام من به تو و عشق تو خو کرده ام عشق تو در قلب من ماوا گرفت غنچه ی عشقی به باغم پا گرفت تو رسیدی لحظه هایم ناب شد غصه هایم با نگاهت آب شد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 1:35 توسط محبوبه |
|
|
کنج این خانه نشستم تک و تنها یار من رفته از این دل نمی آید چرا؟ پشت این پنجره مانده ام چشم به راه تا بیایی از سفر، کجا رفتی بیا در سکوت شب، صدای ناله می آید چشمانم، دیگر تاقت دوری ندارد شده ام خسته و دلگیر از این زندگی چه کنم این دل دیوانه ندارد تاقت زندگی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 20:11 توسط محبوبه |
|
|
عاشقم از غم عشق تو در آزارم من در دل حادثه ها گیجم و بیمارم من کشته ی عشقم و با درد تو می سازم من از غم دوری تو خون مژه می بارم من عاشقی دربه درو از همه بیزارم من به کمند غم عشق تو گرفتارم من تو همان بوته ی عشقی و فقط خارم من از همه عالم و آدم دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 21:58 توسط محبوبه |
|
|
چی بگم از کجا بگم دردامو به کی بگم بهتر من ساکت باشم چرا از عشق بگم از عشقی که تموم شده چرا از خودم بگم از اون نگاه ها بگم از اون اشکای مونده تو چشام از اون حسرت های مونده رو دلم از اون بگم از عشق بگم از پاکی و صداقت و مهربونیش بهتر من دم نزنم از عشق اون حرف نزنم بهتر که بمونه عشقش تو دلم نره از خیال و خاطرم عشق من مونده ام به یاد تو....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 15:17 توسط محبوبه |
|
|
وقتی می رم نگام نکن اسممو هی صدا نکن بذار بمونه اشکم تو چشام نذار بریزه گریه هام خنده دیگه معنی نداره واسه من با رفتن تو گریه شده مرحمه من روزگاریه می گذره عمرم بدون تو ولی نا امید نمی شم از اومدن تو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 19:16 توسط محبوبه |
|
|
دلگیرم و بیمارم از این عشق خسته و نالان گرفتارم از این عشق این عشق با ما سر سازگاری نداشت بر سر عهد و پیمان خود وفاداری نداشت چه بگویم از خود که دگر رمقی در من نیست خسته تر از آنم که دگر از عشق بگویم سخنی مست او بودم و دیگر نیست در من جانی آواره و پژمرده و دلگیرم از این عشق با که بگویم که در این قلب ندارد دیگر جایی با که گویم که دگر دوست ندارم یاری
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم دی 1387ساعت 20:34 توسط محبوبه |
|
|
بی تو نمی خوام این زندگی رو بی تو تا به ابد تنها می مونم بی تو زندگی کردن برام مشکل شده آخه با مرام کجایی دلم برات تنگ شده دیگه طاقت آوردن برام سخت شده کسی نمی تونه جای تورو اینجا بگیره آخ که دیگه خسته شدم از بس نالیدم نمی خوای بیایی منو بیرون بیاری از این غم آخه با وفا خاطرت از خاطرم نمی ره خاطره و نگاهت از یادم نمی ره نگفتی از غصه اینجا دق می کنم تا به کی باید منتظرت بمونم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 16:23 توسط محبوبه |
|
|
می کنم هق هق از دست این زمانه شکایت ها دارم در این دل از زمانه میکنم هر شب گریه و زاری تا تو بیایی می روم از دست از این شبای بیقراری داغ هجران و غم و سکوت خاموشی داغ دوری و فکر و خیالت باقی کی رها می یابم از این درد پنهان تا جایی که دگر این روح نباشد در جان ای دل تا به کی شکستن و خورد شدن تا به کی پژمرده و افسرده و دل مرده شدن بس کن ای دل، تا به کی نالان وگریان او نمی فهمد تو را، عشق تو را، ای جانان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 21:48 توسط محبوبه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام دوستان عزیزاین وبلاگ و همه این شعرارو که خودم نوشتم
تقدیم می کنم به کسی که باعث خیلی از پیشرفت های من شد و من رو در راه تحصیل تشویق کرد و من کسی هستم که همیشه با دل و جان بیادتم و برات آرزوی موفقیت و خوشبختی می کنم هر چند در کنارت نیستم یا علی |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 |
|
RSS
|